سيد محمد كمره اى

292

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

نخورده بود ضعف دارد . گفتم چرا نخورده بود ؟ گفت چون آبگوشت بد است نخورده . گفتم اگر حكيم داده لابد بد نبوده . گفت حكيم مىگويد با ماست خوب است . اما اسماعيل مىگويد بد است . گفتم بگويد ميل به آبگوشت و ماست ندارم نه اينكه بگويد مريضخانه نمىفهمد . بعد دو به غروب بيرون آمده به منزل آقا على نجم‌آبادى رفته كه استفتايى در خصوص اينكه وكيل در توكيل آيا مسئول حق الجعاله‌اى كه در وكالت به غير قرار مىدهد و به عهده خود نمىكرد شخصا هست يا خير بگيرم . آقا على نبود . تنقيد خلخالى به رساله صلاح امروزه بعد بازار رفته دو دسته پاكت و شانزده خيار خريده به مغازه خلخالى رفتم . صحبت دعوت ديشب را به مجمع نمودم ، بعد كم‌كم صحبت رساله صلاح امروزه به ميان آمد . فرمودند رساله موقعيت ندارد و مثل تورات بعد از قرآن و كتاب بابىها ؛ « يا اهل العالم يكى بشويد » مىباشد [ پس ] عملى نيست . در هيچ جاى دنيا ، چيزى كه قابل عمل نباشد معنى ندارد و از اين مقوله . بعد از خدمتشان مرخصى گرفته ، نزديك به غروب بود رو به منزل آمده درب سبزه‌ميدان به ميرزا حسين خان اديب رسيده و باهم آمديم رو به منزل صحبت‌كنان . بعد او به منزل حاج محتشم السلطنه ، من به خانه . افطار چلو و مسماى كدو مشغول خوردن . احمد هم شام اسماعيل را چلو و مسماى كدو و شش دانه تخم‌مرغ عسلى شده برداشت و به مريضخانه رفت . در اين بين شكوه الملك آمده من هم نيمه افطار را نزد او خورده ، مشغول صحبت . تا ساعت سه و نيم از شب بود . بعد ايشان رفته من هم بلند شده نمىدانم جايى رفتم يا خير . همين‌قدر يادم هست ساعت شش و نيم چون ميل به غذا نداشتم قدرى آلبالو خورده ، احمد هم خواست سحرى بخورد ، چون شام دير خورده بود ، گفتم فردا روزه نگيرد . بعد خوابيده ، معلوم شد كه احمد هم بدون سحرى روزه گرفته بود . [ خبر ] فوت حاج شيخ رضاى كتابفروش [ هم امروز شنيده شد ] ضديت دمكرات‌ها با كابينه صمصام شنبه 19 رمضان . - دو به ظهر مانده بلند شده به انتظار آب كه ميراب وعده كرده بود . خيلى ميل داشتم كه آب امروزه هم بالكليه نيايد كه از آب دادن به سبزىها